X
تبلیغات
رایتل

آنچه بر ما گذشت

خاطرات من و دوستان دبیرستام از سال ۱۳۷۶ به بعد

شنبه 14 مهر 1386 ساعت 03:06 ب.ظ

روز آخر با بروک، چروک ، پروک

روز آخری بود که مدرسه می رفتیم. زنگ اول زبان داشتیم.دبیرمان چون خیلی شبیه مدیر مدرسه شبانه روزی سریال آن شرلی بود بهش می گفتیم بروک که البته دنبالش چروک پروک را هم بر حسب قافیه اضافه می کردیم. خلاصه اونروز گفت کتاب های زبان تاجیکتون را بر دارید و بیایید اتاق سنعی بصری. ما هم مهگی قرار گذاشتیم که کتاب نبریم . فقط فلورا از این تصمیم گروهی سر باز زد و باعث شد بعضی ها قایمکی کتاب هاشون را بیارن ولی رو نکنند. توی اتاق که بودیم بروک پرسید که کی کتاب تاجیکش را نیاورده؟ و ما همگی یک دست جواب دادیم هیشکی نیاورده. یه نگاهی به هممون کرد و گفت خب حالا کی آورده؟ هرکی نیاورده نیم نمره از نمره بالا ورقه اش کم میشه. همین موقع بود که فلورا و سپیده زینب مالکی کتابهاشون را در آوردند. پیرایه هم با کلی من من کردن در آورد.وقتی فیلم را گذاشت هیشکی به سؤالهایش جواب نداد و هیشکی هم حاضر نشد خلاصه فیلم را بگه. بروک هم دست آخر گفت اینجوریه. یا همه یا هیچکس؟ خیلی خب من می دونم با شماها. ساعت بعد که زیست داشتیم چقولی بروک را به دبیر زیست کردیم که اصلاً روز آخر حالیش نمیشه. بداخلاقه و...در آخر دبیر زیستمان گفت که من امروز از شما 2چیز یاد گرفتم یکی اینکه اخلاق معلم در یادگیری و علاقه بچه ها به درسش خیلی اهمیت داره و دوم اینکه بچه ها را با ملاک نمره نسنجیم. البته این را هم باید بگم که کلاس شما هم ایراد زیاد داره و برخی بچه ها هستن که توی این کلاس بچه ها را تحریک و تحت تاثیر قرار می دهند.مثلاً همین خانم عظیمی پور.پریسا هم درجا جواب داد آی گل گفتید. و دبیرمان ادامه داد که پریسا موقع درس خواندن عذاب می کشه و دز عین حال صادق و راستگوست!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

اما اگه من می پرسیدن می گفتم پریسا ساده و رکه نه صادق و راستگو. ساعت آخر هم بساط بزن و بکوب به راه بود و پریسا و پیرایه سنگ تمام گذاشته بودن و اینگونه سال اول دبیرستان تمام شد البته منهای امتحان ها که مطلب قابل عرضی در حینش اتفاق نیفتاد.

کلاً سال ..... بود. شما این جا خالی را پر کنید . اینقدر با ما بودید که جواب این سوال را بتوانید بدهید. منتظر نظرهاتون هستم.