X
تبلیغات
رایتل

آنچه بر ما گذشت

خاطرات من و دوستان دبیرستام از سال ۱۳۷۶ به بعد

دوشنبه 16 مهر 1386 ساعت 11:23 ب.ظ

سر زنگ جغرافی

نمیدونید چقدر این کلاس را دوست داشتم. به خصوص یکساعت ( تک زنگ) روز شنبه را که کلاس نقشه کشی بود و واقعا خوش می گذشت چون روی میز جا کم بود من و پریسا همیشه رو نیمکت های خودمون می رفتیم زیر میز و یا وسط راهرو کلاس می نشستیم. نقاشی کشیدنم بد نبود واسه همین هم این کلاس را دوست داشتم. اما خب یه عذاب روح هم سر این کلاس داشتیم و اون هم پریسا بود چون هر وقت می آمد زیر میز شروع می کرد ترانه های      back street boys را خواندن و سیستم عصبی همه را تحریک می کرد ما فحشش می دادیم و دعواش می کردیم  و اون می خندید و بلندتر می خواند حتی یه بار دبیرمان مچش را گرفت ولی از رو نرفت که نرفت. اینم بگم که با اینکه بروک از مدرسه ما رفته بود اما وظیفه خودش را روی دوش دبیر جغرافی گذاشته تا مبادا من دلم واسه درس پرسیدن تنگ بشه.هر جلسه نوبت من نبود، یه جلسه در میان نوبتم بود که ازم درس بپرسه .با اینکه دبیر سخت گیری بود ولی دوستش داشتم. شاید این احساس فقط مال من باشه من نظر بقیه بچه ها را در موردش یادم نیست. شاید دلیلش این بود که اون یکسال مدیر مدرسه راهنمایی من بود و آنقدر خوب و مهربان بود که بهترین سال راهنماییم همون سالیست که اون مدیرمان بود. لطفی که اون در حقمون کرد هیچوقت یادم نمیره. یادمه معلم تاریخ سال اول راهنمایی ام از روی لج بازی تمام بچه های کلاس 101 را که بچه های معدل بالای 19 بودن را از روی تلافی اتفاقی که روز معلم افتاده بود تجدید کرد. مدیر قبلی حاضر نشد دوباره امتحان برگذار کنه اما همین دبیر جغرافی که اون موقع وسط سال جایگزین مدیر قبلی که یه منسبی تو اداره گرفته بود شده بود ، این لطف را در حق ما کرد و جلوی تمام منطقه ایستاد. اون موقع خیلی جوان بود و مدیر قبلی خیلی کله گنده. اما با این حال اینکارو کرد و 36 نفر را نجات داد. شاید همین باعث شده که دوباره معلمش کنن. اما به نظر من هر سمتی که داشته باشه برای من همون مدیر مهربون و فهمیده است.